گرایش جوانان به نماز و مسجد

جوانان درروی آوردن به  فریضه مهم نماز به عملکرد ورفتار الگوها توجه خاص  دارند . آنها ذهن پرسشگری دارند وبرای سوالات گوناگون خود در زمینه های مختلفی از جمله مسائل مذهبی به دنبال پاسخ قابل قبول هستند . به گفته بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان امور دینی واجتماعی ،امروزه مساجد بیشتر به صورت محلی برای عبادت تبدیل شده وبرنامه های فرهنگی وهنری آن در حاشیه ونامتناسب با نیازهای نسل جوان است . در این میان علل مختلفی از جمله عوامل خانوادگی ، فرهنگی ،اجتماعی ،سیاسی و اقتصادی در گرایش جوانان به نماز نقش دارد. بمباران اطلاعاتی ومسخ فردی وفرهنگی از سوی بیگانگان به یقین در بی توجهی نسل جوان کشورمان به فریضه نماز بی تاثیر نیست که دستاورد آن بی هویتی ودین ستیزی است . برنامه ریزان برنامه های مساجد بیشتر میانه سالان و سالخوردگانی هستند که شاید کمتر با نیازها و خواسته های جوانان وسیر تحولات اجتماع آشنا هستند . برخی از این جوانان عقیده دارند که بسیاری از برنامه های مساجد با سلیقه وروح شادی طلب شان کمتر سازگاری دارند . از عوامل بسیار موثری که در جذب جوانان به اسلام کارساز است آگاه کردن روحانیون ، ائمه جماعات ومبلغان دینی ، تغیر در نوع وشیوه بیدارگری وکشاندن جوانان به نماز جماعت می باشد . به دلیل اینکه محیط مدرسه جذابیت بیشتری برای جوان دارد ابتدا باید نماز جماعت را دراین محیط تقویت کرد وسپس با همان طراوت ونشاط به مسجد کشانده شود .  

/ 4 نظر / 15 بازدید
علیرضاموسوی تبریزی

سلام علیکم. پست خوب وموجز ومفیدشماراخواندم به نکات جالب توجهی اشاره نموده ایدوازجمله فرموده اید: "جوانان ذهن پرسشگری دارند وبرای سوالات گوناگون خود در زمینه های مختلفی از جمله مسائل مذهبی به دنبال پاسخ قابل قبول هستند." ولی جناب بیگدلی مع الاسف بعضی ازمبلغان دینی مابسیاربدعمل می کنندوجوانان رانسبت به دین ومذهب وعقایدحقه، بدبین می کنند! آنان بجای اینکه سوال جوانی راباتحقیق ومطالعه علمی پاسخ دهندبلافاصله نام شبهه افکنی برآن نهاده وطرف خودرااینگونه تکفیرمی کنند! نمی دانم این چه ویروس کشنده ای است درمیان عده ای عالم نماکه وقتی پاسخ سوالی رانمی دانندبجای اینکه باشجاعت تمام بگویندمن فعلاًپاسخ سوال شمارانمی دانم وانشاءالله پس ازمطالعه وتحقیق جواب قانع کننده وعلمی رابه شماابلاغ می کنم همان دم یابه سراغ توجیهات باطله رفته ویاجوان رااَنگ ضعف ایمان وسنی و وهابی ومنافق وامثالهم می زنند! وحال آنکه تحقیق وسوال ازمسائل دینی وعقیدتی، حق مسلم هرمسلمانی است وبلکه مدرک قرآنی و روائی داردکه مردم بایداهل تحقیق وتفحص باشند. وصلی الله علی سیدنامحمدواله وسلم.

مهدی

سلام و خسته نباشید جوان خصوصیتش این است که خود تجربه نماید و کمتر دوست دارد از تجربیات دیگرانی استفاده کند که زمانی مانند او بوده اند و آن تجربیات را به دست آورده اند از این روست که ماها معمولا عمرمان را در راه به دست آوردن تجربه های شخصی از دست می دهیم در حالیکه ما فقط یکبار فرصت زندگی کردن داریم متاسفانه از تجربیات بگترهایی که عمری را در راه ترویج شعائر اسلمی گذراند اند استفاده نمیکنیم به این بهانه که باید جوان گرائی شود البته به نظر من هم نباید سلیقه ها منحصر در افراد میانسال به بالا باشد و باید به سلائق جوانان نیز اهمیت داده شود تا باعث جدائی آنان از دین و مذهب نشویم اما اینکه بخواهیم در هر نسل جدیدی که از راه میرسد یکبار مجددا تمام امور را از ابتدا شروع کنیم اشتباه و باعث از بین رفتن سرمایه های مختلف درزمینه های ختلف میگردد یک ضرب المثلی هم هست که میگه آنچه را پیر در خشت خام میبیند جوان در آئینه هم نمی بیند اما کلا با توجه به سلایق نسل جوان موافقم و مساجدی که در آنها جوانان حضور زیادی دارند را نمونه هایی از توجه به سلیقه های جوانان می دانم البته با نظارت و مدیریت بزرگترها و نه انحصارگرایی آنان موف

خادم سیدالشهدا

سلام دوست عزیز استفاده کردم موفق باشید. معیار قیامت ـ برای زینب (س) ـ معیار مرگ و زندگی است. نترسی ِ او ، در هویت عقیدتی اش ریشه دارد. زینب (س) ـ به یکباره ـ علوی، فاطمی، حسنی و حسینی است. زینب(س) در هر حال، دختر زهراست. زنجیر اسارت، زبون تر از آن است که او را، از شرح شهادت، باز دارد. هیچ کس قادر نیست زینب (س) را، از جبههء اسارت ، باز گیرد! پیش از زینب(س) اسارت، این گونه نبود! تنها، زبونی بود و حقارت و زاری و پریشانی .... زینب (س) که آمد سر بر دامان ِ او ، بزرگ شد. حیثیت پیدا کرد، تناور شد، و به راه افتاد. شهادت را، بر دوش کشید؛ و اسارت ، شد انتشار شهادت! ....

مدافعان حریم ولایت

آداب معاشرت با خانواده لا تجعلن اءكثر شغلك باءهلك و ولدك ؛ فان يكن اءهلك و ولدك اءولياءالله ، فان الله لا يصيع اولياءه ، و ان يكونوا اءعداءالله ، فما همك و شغلك باءعداءالله ؟! * * * بيشترين وقت خود را صرف زن و فرزندت مكن ؛ زيرا اگر زن و فرزند تو دوستان خدا باشند، خداوند دوستان خود را وانمى گذارد و اگر دشمنان خدا باشند، چرا بايد هم و غمت متوجه دشمنان خدا باشد. (1629) * * * منبع: حكمت 352.